برنامه عمرانی چهارم ۱۳۴۷ – ۱۳۵۱ – ویکینبشته

این کار را هم ما کردیم و هیئتی از شوروی به ایران آمد و مقدمات قرارداد همکاری برای گرفتن وام از شوروی و ایجاد کارخانه ذوب آهن را در تهران انجام دادیم. وظیفه ایکه فعلا متوجه ما نمایندگان میباشد این است که این احساسات مردم را با عقل و تدبیر و منطق رهبری کنیم و بطرف هدف و غایتی که در نظراست هدایت نماییم وبه نتیجه ثمربخش و مطلوب برسانیم و در محیطی آرام و دور از تشنجات و اختلافات خواستههای مردم را جامه عمل بپوشانیم و از خونهای ریخته شده در خاک ایران نهالی بارور و سایه گستر تربیت کنیم که مردم بتوانند در پناه آن روزگاری هم در رفاه و آسایش زندگی کنند و اگر این کار را نکنیم و خدا نکرده غفلت و مسامحه ورزیم کار از کار میگذرد ولی ملت بیدار و هشیار ایران که ناظر اعمال و شاهد سیاست ما است از تقصیرات ما نخواهدگذشت.

باید به این فداکاران کمک کرد و قدردانی نمود (صحیح است) و بدها را محاکمه و تنبیه کرد (صحیح است) تا زمانیکه در مملکتی تشویق و تنبیه از راه قانون نه از راه عملیات فردی انجام نشود آن ملت نمیتواند به بترقی و تعالی خودش مطمئن باشد و من یقین دارم که یکنفر از نمایندگان نیست که ماده واحده مربوط به ضبط مایملک قوام و ماده مربوط به محاکمه ملی مسئولین این امر و کسانی که خوشرقصی کردهاند در این اعمال مثل آن افسر بیشرم و بیشرف شهربانی که اسمش گویا قربانی است، کحال، فاطمی اینها افسران بیشرفی هستند که با پارابلوم خودشان برادران شما، فرزندان شما را که پشت تیرها قایم شده بودند زدند آیا در جنگ بین دو دشمن خونخوار این عمل اتفاق افتاده؟

اما نسبت بابطال صندوق داران دلیل انجمن مرکزی این است که چون مقررگردیده بود برای ثبت تعرفه از یک دفتراستفاده شود و شعبه داران از دو دفتراستفاده نموده از این جهت صندوق مزبور نیز باطل است بنظر شعبه پنجم عمل انجمن نظارت مرکزی انتخابات نجفآباد دائر بابطال صندوقهای انجمن فرعی داران و شعبه تابعه آن یعنی چادگان و آخوره برخلاف قانون و بدون دلیل میباشد زیرا جدول منظم بقانون انتخابات انجمن فریدن انجمن فرعی شناخته شد، و طبق صریح ماده ۱۶ قانون انتخابات که میگوید انجمنهای فرعی مسئول و متصدی صحت انتخابات محل خود یعنی مسئول انتخابات داران و چادگان و آخوره بوده انجمن مرکزی نمیتواند نسبت به تصمیمات انجمن فرعی مزبور و شعب تابعه آن دخالتی داشته باشد بر فرض که قانون انتخابات انجمنهای فرعی را مسئول صحت انتخابات محل خود نشناخته و در این صورت هم انجمن مرکزی نمیتوانست باین عنوان که صندوق ثابت تبدیل بصندوق سیار شده یا بجای استفاده از یک دفتراز دو دفتراستفاده شده یا اینکه یک برگ شناسنامه نزدیکی از رای دهندگان کشف گردیده که ظاهرا متعلق بدیگری بوده آراء صندوق فرعی و شعب تابعه آنرا که متجاوز از یازده هزار رای میباشد بطور کلی باطل نمایند بنابراین با توجه بدلایل مذکور منبی بر غیر قانونی بودن ابطال آراء صندوقهای داران و چادگان و آخوره شعبه پنجم آقای حسن شهیدی را باکثریت ۱۰۱۲۲ رای نماینده نجفآباد و فریدن تشخیص و نمایندگی ایشان را تایید و گزارش آنرا جهت تصویب تقدیم مجلس شورای ملی مینماید.

شکایت مهم دیگری که ضمن مطالعه پرونده موردتوجه قرارگرفت مربوط بابطال صندوقهای انجمن فرعی فریدن و ۲ شعبه تابعه آن یعنی آخوره و چادگان میباشد انجمن نظارت مرکزی نجفآباد بدو دلیل صندوق آخوره را باطل نمودهاست یکی این که طبق گزارش آقای یزدانی رئیس انجمن مرکزی شناسنامه نزد یکنفر از رای دهندگان کشف گردید که ظاهرا متعلق باو نبودهاست و دیگر این که صندوق آخوره بنا بر تصمیم انجمن مرکزی میبایستی ثابت باشد طبق نظر انجمن فرعی داران سیار تعیین شدهاست نسبت به ابطال صندوق چادگان دلیل انجمن مرکزی این است که چون مقرربوده در دو روز در چادگان و۲ روز در یان چشمه اخذ رای شود و۳روز در چادگان و یکروز در یان چشمه عمل گردیده اقدام بابطال گردیدهاست.

این لکهها اگر قبل از وقایع قیام ملی بود باز مورد پوزخند بعضی از آقایان واقع میشد ولی با چشم خودتان دیدید برای حفظ استقلال این مملکت جلوی تانک ارتش ایستادند و عقب نشینی نکردند و ثابت کردند که این طومارهاییکه امضاء شده ظاهری نیست ملت ایران استقلال خودش را با خون خودش ضمانت کردهاست ناچار من این طومارها را تقدیم مقام ریاست میکنم که همانطوریکه آقای مکی تقاضا کردند دستور بفرمایید اینها را که افتخارات مملکت ایران است در یک محل مخصوصی بایگانی بشود اما راجع به تلگرافاتی که رسیده از کرمانشاه، قصرشیرین، خمین، شیراز، همدان، کنگاور، اسدآباد، قصرشیرین، صحنه، شاه آباد، خرمشهر، سنقر، اصفهان، مشهد، اسدآباد کردستان مقدار بسیار زیادی تلگرافات رسیدهاست چون این تلگرافات یک قسمتش اظهار قدردانی از بنده و رفقای بندهاست اینها را بنده سند افتخارات خودم میدانم اینها را اجازه میخواهم که تقدیم مقام ریاست مجلس نکنم ولی آنچه مربوط باین عمل نیست و مربوط باظهار انزجاز از دولت قوام و تقاضای انتقام خون جوانان ملت است تقدیم ریاست مجلس میکنم و عرایض خودم را خاتمه میدهم و بقیه وقت خودم رابه آقای مهندس حسیبی میدهم.

شهر ری هفت تلگراف، رشت ۷تلگراف، آبادان شش تلگراف، مشهد پنج تلگراف، قم پنج تلگراف، اصفهان چهار تلگراف، شیراز چهار تلگراف، بهبهان دو تلگراف، خرمشهر دو تلگراف، پهلوی دو تلگراف، و سایر اسامی که میخوانم هر کدام یک تلگراف تویسرگان، لنگرود، بجنورد، بابل، بندرگز، بروجرد، چالوس، آغاجاری، خرم آباد، چهارگان، کرج، الیگودرز، محمودآباد، بابل، قصر، رضاییه، مرزن آباد، شاهپور، تبریز، لار، تلگرافات اینها است و چون نمیتوانم امضاء کنندگان محترمش را بعرض آقایان برسانم و مطالب را هم جداگانه بگویم فقط خلاصه ایی از مهمترین مطالب این تلگرافات را که از نمایندگان محترم خواستهاند بنده بعرض میرسانم تمام تلگرافات بدون استثناء پشتیبانی از دکتر مصدق و تنفر از دولت آقای قوام و خوشنودی از سرنگون شدن آن دولت پوشالی و مزدور اجنبی است و تقاضای محاکمه مسئولین قتل دسته جمعی ملت رشید ایران در واقعه سی تیرماه ۱۳۳۱ (اقبال – همه تلگرافات اینطوراست وهمه این تقاضا را دارند) عرض کردم البته همه این طوراست ضبط مایملک قوام بنفع شهدا و کسانی که زخمی شدهاند و فامیلشان که فاقد وسایل زندگی هستند و شکایت از کاندیداها که بانتظار وکالت از پنجاه ناحیه ایی که انتخاباتش انجام نشده که بمحض این که دیدند قوام سرکاراست تلگرافهای تهنیت و تبریک زدهاند و البته مردم تقاضای انتقام از کسانی که خیانت به مملکت کردهاند بنحو اشد دارند.

قنات آبادی – بعد از این شبیخونی که در این چندروزه عمال استعماردراین مملکت زدند و منجربقتل یک عده ایی از برادران ایرانی ماشدومجلس شورای ملی هم قیام مردم تهران وشهرستانهاوشهادت آنهارایک قیام ملی تلقی کرد، از اطراف وجوانب طوماروتلگرافات متعددی بخصوص ازمشهدورشت وتهران رسیده وازنمایندگان ملت وآن کسانی که خودشان رامنتسب بمردم میدانندتقاضاکردهاند که انتقام خون بیگناهان رابکشد(صحیح است) روی سخن مردم بانمایندگان ملت است وآن کسانی که خودرامنتسب بمردم میدانندبخصوص این طومارکه مردم تهران جامعه بازرگانان و اصناف و پیشه وران و تمام طبقات امضاء کردهاند و تقدیم محضرحضرت آیت الله کاشانی نمودهاند واعدام واعدام دوزاده تن ازجلادان واقعه سی ام تیرماه رانمودهاند که راس این جلادان آدم کش قوامالسلطنه جانی است سرهنگ قربانی ویکعده دیگراست این طومارها را تقدیم مقام ریاست میکنم ومن بنام ملت تقاضامیکنم هرنماینده ایی که منخب ملت است در این انتقام وخونخواهی شرکت کنداین طوماری هم بوسیله آقای جلالی متعلق باهالی ناصریهاست تقدیم میشود.

این فقرا بودند که فداکاری کردند (صحیح است) احترام برای آنها قائل شوید: ثروتمندان، کسانی که در مجلس دارای همه چیزهستند این پنبه را از گوشتان بکشید که ملت خواب است این را شوخی مثل یکهفته قبل تصور نفرمایید اینها نمونهاست، این یک حالت عصبانیت و عصیان ملت است اگر شما بحرفهای حقشان گوش ندهید آنها که نمانیده اطاعت و تحمل بدبختیها هستند اگر شما بدردهای حقه آنها که قدم برداشتن در راه اصلاحات مجازات خائنین است نپردازید چون آمال ملت ایران مشخص شدهاست آنها حق خودشان را خواهند گرفت ولی بنده یقین دارم هیچ کس از اجرای این آمال و کمک در این راه نه امروزکه تنور گرم است و نه ۸ماه دیگر که این تنور سرد خواهدشد کوتاهی نخواهدکرد (اخگر- سرد نخواهد شد) مسلم است تنوری که با احساسات و آرزوها و آتش عشق مردم گرم بشود هرگز سرد نخواهدشد و یقین دارم تمام مطالبی که از روی حقیقت و از راه انصاف و خیر مملکت باین مجلس بیاید بعدا هم موافقت و تصویب نمایندگان را انشاء الله به اتفاق آراء خواهد داشت آن نمایندگان!

آنچه مورد تصدیق خاص و عام بوده و جای هیچگونه شک و انکارش باقی نیست ملی و ضروری بودن نهضتی است که برای تحصیل حقوق مسلم در قاطبه ملت ایران بوجودآمدهاست. 1 – 2 – عدم تمرکز اداری – با توجه به اینکه دولت طی برنامه پنجم حدود 36 درصد تولید ناخالص ملی را به صورت هزینههای مصرفی وسرمایهگذاری به مصرف میرساند مسلم است که نحوه توزیع این هزینهها در سراسر کشور توسط دولت عامل مهمی در دگرگونی موقعیت نسبی تهراندر برابر شهرستانها خواهد بود. آنچه با مطالعه علل و عواقب حوادث تاریخی دریافتهام این است که اغلب در موقع روی آوردن یک مصیبت و بدبختی متمرکز و متشکل میشویم ولی پس از رفع موقتی خطر و حصول نتیجه که میتوان گفت مقدمه موفقیت است نه خود موفقیت بعللی که نمیخواهم عرض کنم وحدت و اتفاق اضطراری جای خود را به نفاق و تشتت و خودخواهیهای زیان آور میسپارد و شرط اساسی موفقیت که فداکاریهای استمراری و مستهلک شدن شخیصتهای انفرادی در مصالح اجتماعی و حرکت روی نقشه صحیح و معین است از خاطرهها فراموش میشود و رشتهها پنبه میگردد و دشمنی که همواره مترصد و آرزومند این تفرقه و جدایی است حداکثر استفاده را بضرر ما میبرد.

و گاهگاهی که من سرم را رو به جلو میگرداندم، در آینهٔ جلوی او میدیدم که متوجه ما است. فداکاریها و از خودگذشتگیهای بی شائبه و قابل تقدیسی که در این مدت از طرف کلیه طبقات ملت بمنصه ظهوررسیده مخصوصا فوران و وضع جهندهای که احساسات عمومی در روزهای اخیر بخود گرفت مستغنی از هرگونه توضیح او اثبات است. بالاجمال طرفداری اینجانب از جناب آقای دکتر مصدق نه از لحاظ شخصی است بلکه من طرفدار ادامه نهضتی هستم که ملت ایران در پیش گرفته و طرفدار انجام اصلاحات عمیقی در تمام شئونات اجتماعی این کشورم که این قسمت را مهمتر از اولی میدانم و معتقدم مسامحه در آن عواقب مملکت برباد دهی دربر خواهد داشت و در هر دوقسمت بعد از یاری خداوند متعال باید از نیروی عظیم و لایزال ملت الهام گرفت.

در پایان از این فرصت استفاده نموده و ضمن تقدیم سپاسگذاری ملت ایران بقضات حق پرست و حقیقت بین که دادگاه لاهه که با اعلام عدم صلاحیت خود حقانیت ایران را تایید فرمودهاند این موفقیت را بملت ایران تبریک عرض میکنم (احسنت، احسنت) و نیز تلگرافات زیادی در موضوع اظهار خوشوقتی از سقوط حکومت چند روزه قوام السلطنه و نخست وزیری مجدد جناب آقای دکتر مصدق و موفقیت ملت رشید ایران در مبارزات داخلی و خارجی باینجانب و رفقایم رسیدهاست که عینا تقدیم مقام ریاست میشود چون در غالب آنها نسبت بعموم نمایندگان محترم طرفدار ادامه نهضت ملی ایران اظهار تشکر و پشتیبانی شدهاست لذا احساسات بی شائبه و مراتب قدردانی و سپاسگذاری مردم شرافتمند و حساس آذربایجان را که همواره در مصائب و شدائد سینه خود را سپر بلا ساختهاند بحضور نمایندگان محترم تبلیغ میکنم و از احساسات پاک آنان که بوسیله تعطیل عمومی چند روزه و مخابره تلگرافات و ارسال نامهها و طومارها و غیره اظهارداشتهاند نهایت سپاس گزاری را مینمایم ضمنا چند دقیقهای هم که از وقتم باقی مانده به جناب اقای دکتر شایگان میدهم.

گفت آقا یک مردی در این اتومبیل من سوار شد یک پیراهن پاره بر تن داشت گلوله آمد او را کشت وقتی افتاد بزمین رفتند پیراهن او را دیدند دیدند که تکه نان خشک لای آستین پیراهن خوددارد بخدا شما که ثروت دارید ولی او یک لقمه نان خشک توی پیراهن لای آستین پیراهن داشت این غذای ظهر او بود این شخص ایستاد و سینه خود را هدف گلوله کرد و شرافت برای شما خرید (در این موقع حالت تاثری بعموم نمایندگان و تماشاچیان دست داد) لیاقت و شرافتی که گرسنگان ایران، محرومین ایران برای ایران تهیه کردهاند ما که همه چیز داشتیم بخدا لیاقت این کار را نداشتیم.

یعنی آنچه که ملت ایران با بیصبری از ما انتظاردارد. مهندس حسیبی – بنده چون اولین دفعهای است که پشت تریبون مجلس پس از رسمیت و حاضربکار شدن مجلس صحبت میکنم یکبار و برای همیشه بنام خدا شروع بصحبت میکنم و با بسم الله الرحمن الرحیم عرایض خودم را بعرض نمایندگان محترم و ملت ایران میرسانم (سیدجوادی – اجرش با سید شوشتری) انشاء الله، مدتی است که جلسههایی که در مجلس میبایست در این مواقع خطیرتشکیل بشود متاسفانه درست نشده، یعنی ریاست محترم سابق مجلس از تشکیل جلسهها با نظریات خاصی جلوگیری میفرمودند و مواقعی که قبلا حساب شده بود برای رسمی شدن مجلس و دعوت آن انتخاب میفرمودند امیدوارم که نایب رئیسان مجلس که از اشخاص مورد علاقه مند هستند از این طرز عمل شان خودداری کنند و خودداری خواهند کرد تا این پیش آمدها تکرار نشود، در این مدت مقدار زیادی تلگرافات برای بنده رسیده این تلگرافات را موفق نشدهام بموقع خودش و طبق زمان و مکان تقدیم کنم فقط الان صورتی از این تلگرافات بعرض مجلس میرسانم و جناب رئیس هم اجازه میفرمایند آنهاییکه اقدامی لازم ندارد تقدیم کنم و بقیه آن تلگرافاتی که اقداماتی دارد بنده خودم نگه دارم و پس از اقدامات تقدیم کنم.

اسنادی در اینجا هست و من برای جلوگیری از اطاله کلام از خواندنش خودداری می کنم ولی رسیدهائی است که اینها را از مرکز اسناد وزارت امور خارجه یعنی مربوط به سفارت ایران در واشنگتن است که از طریق وزارت خارجه در اختیار ما گذاشتند که حاکی از تمامی پرداختهائی است که به ناصر قشقائی سه ماه به سه ماه میشده و چکها و رسیدهائی است که می دادند که از سال ۵۰ شروع شده است . رضا اصفهانی – عذر می خواهم اصلا حالا موقع مطرح کردن این مسائل هست که ما یکساعت یا دوساعت بیشتر یا کمتر در این شرایط حاد سیاسی وقت صرف بکنیم و در اطرافش حرف بزنیم ؟

توضیح آنکه طبق تصمیم شعب مزبور کمیسیونهایی که انتخاب نشده و یا کمیسیونهایی که عده اعضای آن تکمیل نیست بعد انتخاب و تکمیل خواهد شد. پیشنهاد میکنم عبارت ماده واحده بطریق ذیل اصلاح شود، بکارهای کشاورزی و راهسازی وبهداشتی به ترتیبی که سازمان مزبور مقتضی بداند. نایب رئیس ـ پیشنهاد دیگری قرائت میشود پیشنهاد آقای آشتیانیزاده. دکتر یزدی – نامه دیگری است . بجز چند یادبود ناکام و یکی دو رسوائی و کوششهای بیهوده، چیز دیگری برایش نمانده بود.

دیدگاهتان را بنویسید