تفریحات هیجان انگیز در تهران

رودکی به عنوان یک شاعر شناخته میشود با همان تأثیر و برداشتی که ایرانیان از شاعری داشتند. اگر بخواهیم رابطة زبان اشعار رودکی را در تاریخ زبان فارسی با گونههای دیگر زبان فارسی معین کنیم، این کار اندکی دشوار هست و حال آن که از مجموع اشعار بسیار زیاد رودکی که طبق گفته اسدی، شاعر قرن پنجم، صد و هشتاد هزار بیت سرودههای رودکی بوده، آنچه ما امروز در دست داریم کمی اندکی بیش از هزار بیت است و کمی از این هزار بیت هم گاهی در منابع به دو یا چند شاعر نسبت داده شده است.بین این مجموعه اشعار پراکنده چند قصیده و قطعه هست که اشعار پیوسته هستند، بقیه ابیاتی هستند که در لغت فْرس اسدی یا در کتابهایی مثل المعجم به عنوان شاهد صنایع شعری آمدهاند.این مقدار شعر کافی نیست که ما درباره زبان این اشعار داوری کنیم.آنچه میتوانیم بگوییم این است که این اشعار حاوی کلمات بسیار کهنهای هستند که در شعر آن عهد و نه تنها رودکی به کار میرفتند که در دورههای بعد مهجور شدند و فرهنگنویسان ناچار شدند این کلمات را شرح بدهند و برایش شاهدی از رودکی و گاه از دیگران بیاورند.

ولی با این حال کسی که امتیاز همگانی شدن زبان فارسی را به دست میآورد رودکی است. ولی در حقیقت رودکی اولین شاعر فارسی دری نیست. در این بخش مدیر مجله بخارا با اشاره به جغرافیای زبان فارسی از عبدالکریم تمنا، شاعر افغانستانی، دعوت کرد تا شعری را که به همین مناسبت سروده بود بخواند. اولین بار زبان عربی به عنوان زبان همگانی درمیآید و همین که این زبان، زبان همگانی میشود یک قرن بعد زبان فارسی، زبان خراسانی به صورت همگانی در این مناطق درمیآید و علت این که میتواند بعد از زبان عربی به زبان همگان بدل بشود،منابع، کتابها و اشعاری است که بدین زبان سروده میشود و اولین اینها رودکی است.بنابراین رودکی نقشی اساسی در همگانی شدن زبان خراسان داشته و بعد از این که زبان خراسانی به صورت زبان همگانی درمیآید، شاید دو سه قرن طول میکشد که جاهای دیگر به استفاده از این زبان روی میآورند.مثلاً اگر شما همدان را در نظر بگیرید،در همدان تا اوایل قرن ششم هنوز هیچ اثری از زبان فارسی نیست.

اولین نویسنده فارسی زبان عینالقضات همدانی است، قبل از او همه به عربی مینوشتند و در اصفهان حتی تا اواخر قرن ششم کسی به زبان فارسی چیزی ننوشته است.اما در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم یک نفر کتابی به زبان فارسی نوشته است و آن هم اصلیتی خراسانی دارد و آن یک نفر ابن سیناست که دانشنامه علایی را در اصفهان مینویسد در حالی که خود مردم اصفهان زبان عربی را به کار میبردند و همین طور دو سه قرن به طول میانجامد تا زبان فارسی نیز در دیگر نقاط مختلف ایران به صورت زبان همگانی درآید. طی سده های اخیر، زبان فارسی در نیمهٔ شرقی قلمرو خود با تنگنا و دشواری روبه رو شد، ولی در نیمهٔ غربیِ قلمرو خود (کشور ایران) رو به شکوفایی نهاد.

چون به کنار رود رسید از رودبانان کشتی خواست تا از آنجا بگذرد و رودبانان اجازه ندادند از رودخانه بگذرد ولی فریدون بیآنکه از عظمت رود بیندیشد، به آب زد و از اروندرود گذشت و به سوی بیتالمقدس رفت و این امر از نشانههای فرهمندی او به شمارمیآید. وقتی حکمت با هنر آمیخته میشود، مسلماً مسئله عشق و عاشقی و درک زیبایی هم به همراهش میآید.همه اینها را ما به نحوی در مجالس خاص ایرانیها در قرن دوم و در قرن سوم مشاهده میکنیم.خیلیها سعی کردند که آن آثار و علائم را از بین ببرند ولی هنوز هست.

و شعرای دیگری که در داخل ایران بودند این کلمات را نمیفهمیدند مگر این که در شهرهایی از خراسان زندگی میکردند که به این منطقه آسیای مرکزی نزدیک بودند.و بنابراین با وجود آن که ما از نظر واژگان میتوانیم متکی به شعر رودکی باشیم برای نشان دادن کهنگی زبان در یک برهه از زبان فارسی، یعنی اواخر قرن سوم و سه دهه اول قرن چهارم. ببینید این شعری است که در اواسط قرن سوم سروده شده و شما اصلاً نمیتوانید این متافورها را به هیچ وجه نمیشود با متافورهایی که برای مثال در شعر سعدی وجود دارد قیاس کنید.، یا در شعر حافظ.

ما وقتی در مورد شاعران قضاوت میکنیم یکی از سئوالهایی که میکنیم، به خصوص شاعرانی که جنبه حکمت و عرفان هم در آنها هست، برای مثال وقتی به سنایی میرسیم، میپرسیم سنایی صوفی بود یا صوفی نبود.یا مثلاً وقتی به مولانا میرسیم، یا به حافظ میرسیم و یا به سعدی. این از بزرگترین خصلتهایی است که به حکمت ایرانی تعلق دارد.یعنی آمیختگی این حکمت با هنر.در حالی آن که آن حکمت عارفانه و صوفیانهای که برای مثال در بغداد و در شام و جاهای دیگر بوده، تا حدود زیادی آمیخته با زهد بوده. و در واقع آن تصوفی که در بغداد و شام بوده از دل زهد و زاهدی سربرآورده است.در حالی که آن چیزی که در قبل در ایران وجود داشته بیشتر با هنر آمیخته بود.

از 20 شهر بزرگ روسیه، 11 تا، از جمله مسکو پایتخت این کشور، در حوضه آبریز ولگا واقع شده اند. ساوه به سبب این که از قدیم الایام ملتقای محورهای نفوذی کشورمان بوده در دوره مغول نیز گذرگاه جهانگردان و سیاحان بیگانه شد مار کوپولوی و نیزی و بسیاری از رسولان مبلغان مذهبی، بازرگانان، و ایلچیان در گزارشها و نوشتههای خود از ساوه یاد کرده اند . طبیعت چشم نواز و بکر این روستا نیز برای علاقه مندان به کوهپیمایی و کوهنوردی بسیار مناسب است. زیرا در فصل بهار این مناطق دارای چشم اندازی بی نظیر می باشند. این کلمات بیشتر واژههایی بودند که در منطقه ماوراءالنهر، یعنی آسیای مرکزی امروزی، یا در این سه چهار دهه اخیر به کار میرفتند و در داخل فلات ایران کسی این کلمات را نمیشناخت.

حتما به هنگام ترک کردن کمپ، با آب کافی از خاموش شدن کامل آتش اطمینان حاصل کنید. 9- چرا دراطراف مدارراس السرطان و راس الجدی آب وهوای گرم و خشک حاک است؟ رود مُرغاب رودی است در آسیای میانه بطول ۸۵۰ کیلومتر. این مسیر تقریبا 37 کیلومتر است. طول فرات حدود 2900 کیلومتر است. وضع ادامه داشت تا آن که داعش بر بخش قابل توجهی از فرات در سوریه و عراق تسلط یافت و بار دیگر اخبار جبل الذهب در فرات در رأس اخبار قرار گرفت.

فارسی و زبان­های بومی دیگر هنوز مناسب ثبت تاریخ به شمار نمی ­آمدند. ابن العدیم (م 660) در کتاب «بغیة الطلب فی تاریخ حلب» تعداد قابل توجهی حدیث منسوب به رسول (ص) در باره فرات آورده است. ساعت 24 -سدسازی های مداوم ترکیه در سرچشمه های دجله و فرات عراق را که در میان این دو رودخانه واقع شده به زودی با بحران بی آبی روبرو می کند. عکاس: ناشناس رود فرات پس از عبور از سوریه و عراق، در انتهای مسیر خود به رود دجله میپیوندد که شط العرب یا اروندرود نامیده میشود و در ادامه به خلیج فارس میریزد.

باری ابوعلی را چنان ستود که وی و دیگران را به خنده انداخت. برایم حکایت کرد که من در اواخر روزگار سامانیان یکی از نویسندگان دیوان رسائل بخارا بودم و صاحب دیوان در آن زمان ابوعلی محمد بن عیسی دامغانی بود. دولت افغانستان از ایران کمکهای زیادی دریافت کرد و این امر باعث گشایشی در امر بررسی دوباره وضعیت رودخانه هیرمند شد و با انجام بازدیدهای دوباره از وضعیت کمآبی هیرمند، گفتوگوهایی بین دو طرف صورت گرفت و پس از آن قراردادی با عنوان قرارداد ١٣٥١ به امضای دو طرف رسید. زنان ۲ تا سه برابر مردان به این بیماری دچار میشوند.

دیدگاهتان را بنویسید