لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

زندانی است که یوسف علیه السلام مدت هفت سال در آن بسر برد. از لغات دیگر اروپایی می توان بعنوان مثال كُمباین، كریدور، كلیسا، كاباره، كاپُت یا كاپوت، كلاس و كرانویل را نام برد. در دستورزبان فارسى، ازسه زمان مطلق نام برده شده دربالا، كلاً ( 9 ) زمان نسبی درست می شود، كه دو زمان مضارع ( مضارع اخباری و مضارع التزامی )، پنج زمان گذشته ( ماضی مطلق، ماضی استمراری، ماضی التزامی، ماضی نقلی، و ماضی بعید )، زمان آینده و یک وجه شرطی می باشد. زمان لحظه اى است كه حالت یا فعل را مشخص می كند و می تواند حال، گذشته و یا آینده باشد.

زمان آینده نیزمعمولاً دو زمان نسبی دارد. زمان مطلق گذشته یا ماضی مطلق دارای زمانهاى متعدد نسبی است كه تعداد آنها بستگی به زبان مورد نظر دارد. وعظ آخوندها دارای تراكم بسیارقابل ملاحظه لغات و مفاهیم عربى است، حتی اگر مستمعین چیزی از آنها دستگیرشان نشود. به عنوان یک سخنران مسلط می توانید در مورد هر چیزی صحبت کنید، حتی مسائلی که با آن آشنایی ندارید یا کاملاً خارج از حوزه تخصصی شما است. این کتاب گر چه عنوان فرهنگ توصیفی نقد ادبی را بر خود دارد، اما همه مباحث ادبی همچون انواع ادبی، صناعات، مکتبهای ادبی و تاریخ ادبیات را دربرمی گیرد.

«فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد» (انگلیسی: Oxford Dictionary of English) یک فرهنگ لغت یک جلدی به زبان انگلیسی است که نخستینباردر ۱۹۹۸ میلادی با عنوان فرهنگ لغت جدید انگلیسی آکسفورد (به انگلیسی: The New Oxford Dictionary of English (NODE)) توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شد. ص96/ تا100) قدری دوده بزربستاند و در کیسه ی ماغذی نهد و آن کیسه ی کاغذ را در خمیر کیرد و در تنور خبازی بر سر خشتی پخته نهد تا آن خمیر نیک پخته گردد نه بآن مرتبه که خمیر بسوزد، بعداز آن بیرون آورد و نگاه کنید که تمام روغن از آن دوده بیرون رفته یا نه؟ مادام که هیچ روغن در اجزای آن دوده نمانده باشد از آن خمیر پخته بیرون آورد و در هاون ریزد .

اگر حرف « م » را كه حجیم ترین لغات فرهنگ را به خود اختصاص داده است ازنظربگذرانیم، ملاحظه خواهیم كرد كه برابر هر لغت یا ( مواد اصلی ) فارسى، پنج لغت خارجی و بطورعمده عربى وجود دارد. لغات: كاكل، كولاک، كنكاش و كرنش جزو این( 2 % ) هستند و لغت « كرسی »، نیز كه گویا ریشه چینی و یا ژاپنی دارد، ازطریق ترکى به زبان فارسى وارد شده است. اما کلمه ادب از ریشه دوپی زبان اکّدی (شاخه زبان سومری از زبانهای باستانی) به معنی نوشتن گرفته شده است و کلمات دبیر، دبیرستان و دبستان در فارسی و نیز کلمه کتاب در عربی از همین اصل منشا گرفته است.

چرا كه فقط ( 2/12% ) كل لغات این حرف ریشه عربى دارند. لغات ترکى این حرف به ویژه، درمحاورات عمومی جای عمده اى دارند و بسیارمورد استفاده قرار می گیرند. لغات ترکى علاوه بر واژه ها و اصطلاحاتی كه در نظامی گری باقی گذاشته كه یادگار دوران طولانی حكومت تركان و بویژه ازدوران صفوی به بعد است، درمكالمات روزانه نیز جای بس مهمی دارند. كلمات اتاق، اجاق، قاشق، بشقاب، قیچی، قوطی، قشون، قنداق، قایق، قیمه، قورمه ( در قورمه سبزی ) ، دگمه، تشک، سنجاق، سوغات، كاكل، كولاک، یواش، یقه و دهها واژه مانند آنها روزانه هزاران بار درمكالمات مردم به كار میروند.

نكته قابل ذكر درموردِ لغاتِ فارسی صوت « آ »، وجود كلمات تركیبی، مانند سایر حروف است. كفتر به صورت هاى كبوتر و كبتر نیز وجود دارد. رجوع به استدن و ستادن شود. رجوع به اریغارون شود. رجوع به آتل و اتل و ایتیل شود. ملاحظه می شود كه این لغات خارجی علیرغم درصد كمترشان نسبت به عربى، كاملاً در تكلم مورد استفاده قرارمی گیرند. یعنی درصد لغات عربى بیشترین مقدار را دربین لغات خارجی دارا است. لغات خارجی غیرعربی وغیرترکی كه عموماً از زبانهاى اروپایی اخذ شدهاند،( 35/2 % ) حجم كل لغوی را تشكیل میدهند. حجم اندک آنها شاید بیانگراهمیت زیاد این لغات نباشد.

لغات اروپایی نیزكلماتی نظیر: باتری، برانكار، باسكول، بیوگرافی، بلیت، باز ( دربرابرآسید )، باكتری، باند و… مانند هتل، هلیكوپتر، واشر، واگن، واكس، ویتامین، كیلووات، گریس، پلیس، پریز، پاكت، پلاستیک، پیستون، آسفالت، آنتن، آوانس، باتری، بلیت، و دهها لغت دیگر. اولین فرهنگ لغت شناخته شده مربوط به دوره سومری است. لازم به توضیح است كه این مقاله ادعا ندارد، گونه اى همبستگی آماری بین لغات وكلمات اخذ شده خارجی، وحروفی كه لغات فارسى با آن شروع می شود پیدا كرده است.

من مادامی که میخواستم اندکی در مورد این تعداد افراد به نگارش نشینم، و از برخی خواستم تا در زمینه چیزی را از خامه خود آنها در اختیار داشته باشم، نتوانستند اخلاق اعتماد و اعتقاد را پیدا کنند و چیزی را تهیه نمایند. دراینصورت چگونه می توان از این لغات چشم پوشید و چگونه می توان برای همه آنها لغت جایگزین یا برابر پیدا كرد؟ زمان مركب نیز ممكن است دوكلمه یا بیشترباشد. زمانهاى مركب ـ برخلاف زمان ساده كه در آن لحظه عمل یا حالت با یک كلمه بیان می شود، درزمان مركب، این امر با چند كلمه توضیح داده می شود.

در زبان فارسى در مواردی كه از مصدر مركب استفاده می شود، حتی زمان حال ساده نیز با بیشتر از یک كلمه بیان می شود. بادنجان و نیز باسنق، باسوق، باسلق، فرم هاى گوناگون املاء برای كلمه اى واحد می باشند. كوشش هاى فردی، پراكنده، بیپشتیبان و محدودند و تاكنون ازحوزه پیشنهاداتی برای یافتن معادلهائی دربرابر لغات علمی و فنی فراتر نرفته اند. بلكه این لغات درفرموله شدن و شکل گیری زبان فارسى نقش مهمی داشته است، چون تاریخ ادبیات فارسى نمونه هاى چندانی، از فارسى به مانشان نمی دهد كه عاری ازلغت عربى بوده باشد. ١۹ – نگاه کنید به: مجلۀ دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی ۴ ⁄ ۲۵٣۶ ، ص ۶۷۸ – ۶۴٣.

بعد از آن با توجه به پیشرفت تکنولوژی، این مؤسسه توانست در سال ۱۳۷۹ لوح فشرده این اثر را در دسترس عموم قرار دهد که تا کنون شش روایت آن توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده است. نام روز سی ام از هر ماه که روز آخر ماه باشد و انیران نیز گویند. بر طبق تقاضای دولت ایران بجای پرس، پرشا و غیره کلمهء ایران پذیرفته شده است و نام این کشور به ایران تبدیل گردید. آيا نام “افغانستان” فارسى نيست!

اس. یاکوبوا دربارهء دیوان احمدشاه درانی و ماهیت و درجهء تأثیر خوشحالخان بالای بنیانگذار دولت افغانستان توجه مبذول گردیده است. جالب توجه اینست كه خود زبان ( فارسى ) هیچ حرفی را كه دارای صد در صد لغات سره باشد در بر نمی گیرد ولی لغت عرب بطوری كه اشاره شد صد در صد لغتهاى شش حرف مذكور را تشكیل میدهد. حرف « ز »، تنها دارای یک لغت ترکى و در حدود پنج لغت اروپایی است. حرف « آ » كمتر از ده درصد لغات خارجی دارد كه تنها ( 3% ) آن لغات عربى است و( 2% ) ترکى و بقیه لغاتی از زبانهاى دیگر، از مغولی تا فرانسوی است.

كثرت لغاتعرب، آنطوركه ازدوجدولهاى مربوطه بدست آوردیم، حالتی كاملاً استثنایی دارد و كل لغاتی كه با شش حرف ( ث، ح، ذ، ض، ظ، ع ) آغاز می شوند صد درصد ازلغات عربى درست شده و برای نمونه یک لغت فارسى نیز درخود ندارند. از زمان آغاز جنگهای تنظيمی برای گرفتن قدرت در سال 1992 تا سقوط طالبان ( 2001 ) يعنی در هردو دوره ای حاکميت تنظيمی و طالبی دروازه های علم و معرفت بروی افغانها مسدود شد. اكثریّت قریب به اتفاق لغات عربی به این صورت در نیامدهاند و تا شرایط فعلی زبان پا برجا است، درنخواهند آمد.

به جای خط پهلوی الفبای فارسی از عربی که پایه زبان آرامی دارد گرفته شد و همچنین در به معنی پایتخت است، چون این زبان در پایتخت ساسانی صحبت می شده است زبان دری گفته اند. اسم الفباء برای الفبای فعلی زبان فارسى گمراه كننده است. مشكل الفباء هم وجود دارد. خواهند گفت كه همه با این الفباء خوانده اند و یاد گرفته اند، باید یادآورشد كه زبان چینی قدیم را هم مردم یاد می گرفتند. لذا شاید بتوان گفت كه بدون لغت عربى، فارسى دری نیز به شكل امروزی وجود نمی داشت.

رضا شاه میخواست که پایه های سلطنت خودرا در اتکاء به گذشتۀ فارس استوار ساخته و ضدیت با فرهنگ عربی را منحیث وسیلۀ تحریک احساس هموطنانش در جهت تأمین وحدت ملی بکار گیرد. ولی با کم شدن موبدان و گرویدن دهقانان به دین نوین، موقعیت زبان پارسیگ روز به روز ضعیف تر می گشت و کم کم بر سر جانشینی آن، مبارزه ای میان دری و عربی در گرفت. ق. شروع و با نادرمیرزا به سال 1218 ه .

بسیاری از لغات اروپایی كه در این حرف وجود دارند و با « فونم » ق G شروع می شوند در تحت این حرف نگاشته شدهاند. كارآگه و كارآگاه، كارگه و كارگاه و لغت كاج به صورتهاى كاش و كاژ نیز نگاشته شده است. تفویض. واگذاردن. سپردن : که به وقت ایحاء شغل وزارت به صاحب صاحبقران و وزیر جهاندار جهانگیر از آسمان سعادت سلطنت از انحاء ممالک جهت شدت وزارت و شرکت بر امر امارت صحبت او را از مواهب الهی دید.

دیدگاهتان را بنویسید