لغت نامه دهخدا حرف ب

بعد از آن نیم درهم مشک تبتی با مثقالی زعفران در ده درهم گلاب حل کند چنان که جرم هر دو نیک حل شده باشد و به والا بپالاید (یعنی به وسیله پارچه ول ابریشمین صاف کند) به وجهی که اصلا جرم زعفران و مشک از والا بیرون نیاید و بعد از آن صاف شده مشک وزعفران در مداد (مرکب) کند به غایت خوب و روان و مطوس باشد و این است ترکیب مداد مطوس. متغلبان را که ستمگار بدکردار باشند خارجی باید گفت.

خیلی توصیه نمی شود و در اینجا ما ۵ تا از بهترین دیکشنری ها را برای دانلود قرار داده ایم. فرهنگ لغت زبان پشتو به چینی تا پایان سال جاری منتشر خواهد شد. اگر خواست خدای توانا بود، در آینده به ترجمهٔ فرهنگ هذا به زبان پشتو نیز اقدام خواهد شد. در دستورزبان فارسى، ازسه زمان مطلق نام برده شده دربالا، كلاً ( 9 ) زمان نسبی درست می شود، كه دو زمان مضارع ( مضارع اخباری و مضارع التزامی )، پنج زمان گذشته ( ماضی مطلق، ماضی استمراری، ماضی التزامی، ماضی نقلی، و ماضی بعید )، زمان آینده و یک وجه شرطی می باشد.

2) – در سراجست و قوسی گوید که بای موحده بسیچ جزو کلمه ظاهر میشود لیکن بحذف نیز مستعملست، و تحقیق آنست که بای زایده است از جهت آنکه اکثر بیا مستعمل میشود در باب با آورده اند، و عجب از رشیدی که در باب با و سین هر دو جا آورده و دو لغت پنداشته، و الا اشعاری بدان میکرد – انتهی. پس در دیگ بریزن و بجوشانند تا چندان که او را بر کاغذ نویسند از طرف دیگر نشر نکند. اپلیکیشن کتابراه نیز در این مسیر تلاش میکند تا بهترین فرهنگ لغتها را در اختیارتان قرار دهد تا در این مسیر به شما یاری برساند.

١٠ از آن جملهاند برهان قاطع، آنندراج، انجمن آراي ناصری و فرهنگ نفيسی (ناظم الاطبّاء) كه شمار زيادي از واژههاي ساختگی دساتيری را در بر دارند. آمادن. خود را حاضر نمودن. کارسازی کردن و استعداد نمودن. بسیچنده. شخصی را گویند که استعداد و سامان کاری کند و آماده و مهیا سازد. همانند الفنستن او خوشحال را شاعر برجسته یی میداند که میتواند در اروپا خوانندهء خود را داشته باشد. که آمد ترا روزگار بسیچ.فردوسی. باین آرزو کرد زی من بسیچ.فردوسی. طور مثال جملات « خدا قادر است» و يا « دوست من بسيار مهربان است» به شکل « خدا قادر » و يا « دوست من بسيار مهربان » بکار ميرود.

برای تلفظ سغدی قدیم زبان سغدی امروز که در درهء مزبور بکار میرود راهنمای خوبی است. زبان وسيله­ي انتقال مفاهيم و مقاصد گويندگان زبان است. همچنان و. و. کوشیف به جنبه گوناگون آثار خوشحالخان در یک سلسله پژوهشهایش پرداخته است. 22. ” دانشنامۀ ادب فارسی “جلد سوم، “ادب فارسی در افغانستان ص 205” سال (1378هه) مطبعۀ سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، تهران. دکتر معین دقیقا با همین ایده که لغتنامه دهخدا خیلی حجیم است، خواست فرهنگ لغتی برای عمومی بنویسد. نخستین شاهنامه ها را در بلخ و هرات نوشتند و دربار غزنه معروف است، چهارصد شاعر در آنجا انجمن می کردند، با برگزیدن امیرالشعرا یا ملک الشعرا، سنتی را پایه گذاشت که بیش از هزارسال دوام آورد.

طی این نیم سده کسانی مانند علی اکبر دهخدا صاحب لغت نامه، محمد قزوینی (پسر عبدالوهاب قزوینی یکی از نویسندگان نامه دانشوران) که خود نقش موثری در تربیت جمع کثیری از کارشناسان جوان تر ایفاء کرد، ملک الشعرای بهار که در کنار استادی در شعر فارسی از نوادر ادیبان و محققان این عصر است، حسین پرنیا نویسنده ی تاریخ ایران باستان، پورداود نخستین متخصص ایرانی متون اوستا، فروزانفر (بدیع الزمان بشرویهای) و فاضل تونی و جلال الدین همائی که هر سه در علوم قدیمه و معارف اسلامی دست قوی داشتند و آثار تحقیقی گرانب هایی پدید آوردند، عبدالعظیم قریب و مجتبی مینوی و سعید نفیسی و سید احمد کسروی و احمد بهمنیار (دهقان) و رشید یاسمی و پروین گنابادی و نصرالله فلسفی و عباس اقبال و محیط طباطبایی و سپس نسل جوان تری از قبیل صادق هدایت و ذبیح الله صفا و دکتر محمد معین، و دکتر خانلری و فره وشی و باستانی پاریزی و محمد جعفر محجوب و عبدالحسین زرین کوب و محمد علی اسلامی ندوشن و شفیعی کدکنی و ده ها تن دیگر که برای احتراز از اطاله ی سخن نام نمیبریم و حال آن که در میان آنان پژوهندگانی در حد ارزش نامبردگان کم نیستند و ما تنها به دادن نمونههایی چند اکتفا کردیم و سکوت ما درباره ی دیگران به معنای نشناختن قدر کارهای ارزشمند آنان نیست.

2. برای ثبت واژگان جدید و معانی تازه در این فرهنگ از برخی کتابهای معاصر یادداشتبرداری شده و با چند کتاب لغت مانند فرهنگ معاصر فارسی امروز و فرهنگ عامیانه و فرهنگ سخن مقایسه و گهگاه از این منابع نیز استفاده شده است. معین در فرهنگ خود از ۳۰۰ هزار فیش که با همکاری گروهی از دوستان فاضل و بالغ بر ۴۰۰ دانشجو در طی ۲۰ سال فراهم نموده استفاده کرده است. توضیحات هر لغت حسابی مفصل است و تمام مطالب فرهنگ لغت های خطی و چاپی قرن های قبل در آن آمده، کلا لغتنامه با 343 هزار مدخلش، یک جورهایی دایره المعارف به حساب می آید.

که دانی که در کار گیرد سخن.(گلستان). نه آرام گیرد به روز بسیچ.فردوسی. نه خواب و نه آسایش اندر بسیج.فردوسی. آنچنان کاری مکن اندر بسیچ.مولوی. باغ خرمک را جامه افکندند و نزل ساختند و استقبال را بسیجیدند. در شماره سوم بود كه مسمط مشهور خود را در رثاي دوست از دست رفتهاش ميرزا جهانگيرخان شيرازي سرود. سر از رای تدبیر پیچد همی. ق. در خراسان استقرار یافت دوران تسلط عرب در ایران به سر رسید و ایران توانست استقلال قومی خود را بدست آورد و بار دیگر تاریخی خاص داشته باشد. برفت او و ره را بسیجید زود.اسدی.

امیر ماتم داشتن بسیجید. اهمیت داشتن واژگان غنی در چیست؟ بسیج داشتن؛ قصد داشتن. چون بر بسیج رفتن بستم همی کمر. مرا چون دید در مدحت بسیجی.سوزنی. بهرکار در داد و خوبی بسیچ. 3) – شواهد بسیج و بسیچ با هم آمده است. لفظ سیچ مخفف آن یا سیچ اصل است و بسیج مزید فیه. در هر فلش کارت یک لغت انگلیسی در جلو و کلمه ی هم معنی یا عبارت تعریف لغت در پشت نوشته میشود. امر بدین معنی هم آمده یعنی آماده شو و کارسازی کن. تهیه کن و کار ساز و قصد کن.

تهیه بیننده و آماده شونده و قصدکننده. بسیچیدن. پسیچیدن. کارها را آراسته و مهیا و آماده کردن. بنابراین کافی است به پیوندهای زیر نیز مراجعه فرموده و سایر منابع موجود را نیز دانلود بفرمایید. به یک هفته زان بار پرداختند. امر به ساز کار نیز آمده. ساز. رخت سفر و اسباب و سامان. بسیج راه سفر کردن؛ آهنگ حرکت کردن. 1) – کلمهء بسیج از نظر دستوری ریشه یا مصدر دوم از بسیجیدن است و به معانی اسم مصدر، مصدری، صفت فاعلی، صفت مفعولی و امر می آید و ما معانیی را که برخی از لغت نویسان بصورت مصدر آورده اند از معانی اسم مصدری جدا نکردیم.

دیدگاهتان را بنویسید