لغت نامه دهخدا حرف ب

ص – تأثیر زبان و ادب دری بر عربی، مرحوم پوهاند محمد رحیم الهام،آریانای بیرون مرزی،شماره ٢، سال ششم/ صفحه انترنتی “خاوران” ض – افغانستان گهواره زبان فارسی دری، دکتور رزاق روئین، شماره دوم و سوم مجله خاک، ۱۳۸۱، صوفیه چاپ بلغاريه. یکی پرنیان دوم کلنجری، تنک پوست، خردتکس، بسیارآب. چاه بسیارآب. مَهو؛ شیر بسیارآب. بسیارآب؛ پرآب: شراب هیچکارهء بسیارآب. بسیاردان تر؛ داناتر، عالم تر : هرچند غازی شراب نخوردی و هرگز نخورده بود و از وی گربزتر و بسیاردان تر مردم نتواند بود. عربی«صندل»، از فارسی «صندل»، درخت صندل/چندل. بسیاربار گردیدن خرما بر درخت. که فردا قلم نیست بر بی زبان.

ساختمان کلمه واضح نیست. فقره ها و جمله ها و امثال حکم و اشعار تازی فزون تر گرديد و برخی از از مختصات صرفی عربی نيز در زبان دری وارد شد ، لغات مغلی و ترکی هم بيشتر درين زبان راه يافت.» (17) تا آنکه همراه با جنبش های تجدد خواهی بخصوص جنبش مشروطيت ، فصلی از رونق ادب دری مجددا گشوده شد ، در عصر تجدد خواهی نيز « به اثر ( باز شدن روابط ) و تماس با کشورهای غربی ، کلمه ها و مصطلحات بيشتر انگليسی و فرانسوی وارد اين زبان شده و در همين عصر که دوره ای ترجمه از زبانهای اروپايی است ـ مانند دوره غلبه ای زبان تازی ( از قرن ششم هجری تا همين اواخر) ـ بدبختانه از نظر برخی قواعد دستوری و طرز جمله بندی هم اندکی به زير تاثير زبانهای بيگانه کشانيده شده است.» (18) گروهی از دانشمندان با دستورهای زبانی غربی آشنا شده ، اين دستورها و يا دستورهايی را که غربيان برای دری زبانان نوشته بودند ، منبع تقليد خود قرار دادند.

برای صحیح خوانده شدن لغات در جلوی هر کلمه حروف حرکتدار به کار رفتهاست. ائتشاء. بهْ شدن شکستگی استخوان. مضطر شدن بسوی کسی. اين واژه از گورگانى ويا مغولى آمده ودر فارسى به وام گرفته شده است. پرخوار و سفره پرداز و لتنبان و لتنبار و معده انبار و کاسه پرداز و شکم پرست و شکم پرور و شکم بنده و گرانخوار از مترادفات آنست و به عربی آن را اکال خوانند. در حال با حق مناجات کرد گفت بارخدایا پناه میگیرم از چشم بسیارخواب و از شکم بسیارخوار.

📖 با دانلود برنامه لغت نامه دهخدا و معین ، دسترسی به loghatnameh عظیم با چندین جلد مختلف را به راحتی در دست خواهید داشت، این فرهنگ لغت بانک کاملی از معنی کلمات فارسی موجود در لغت نامه دهخدا و معین است. مرادف بسی است مقابل کم و اندک. تدبیر لطیف یعنی کم خوردن بجای فصد بایستد. که بسیار جستند و کم یافتند.امیرخسرو. در چاره ای کوشیدن : عباسه اندر تدبیر آن ایستاد که چون کند تا بخلوت با جعفر بتواند بود. بزرگانی چون خوشحال خان ختک،مهردل خان مشرقی، عبدالروف بینوا، غلام جیلانی جلالی و صد ها تن دیگر که از مفاخر ادب پشتوبه شمارمی ایند در شعرو نثر فارسی نیز آوازه ای بلند دارند و ای بسا که اهمیت و آوازه ان ها در ادب فارسی بیش از ادب پشتو است.

بعد از آن صافی آب زاج و مازو را بگیرد چنان که هیچ مقدار دردی با آن نباشد، و بعد از آن پاره ای آب زاج و مازو در هاون ریزد (ظاهراً باید آب زاج و مازو در هاون روی محلول صمغ و دوده بریزد و گرنه کوبیدن آب صافی زاج ومازو بی معناست) و نیم روز دیگر سحق کند. بیایید از مدرسه آگاهی بخش و سلیتهای علمی و سواد آموز افغانها ، سواد و آگاهی از تاریخ بیاموزید. با توسعه و قدرت طاهریان در خراسان و سپس با قیام یعقوب لیث و مرداویج زیاری بر ضد خلفای عباسی سلسله های بالنسبه مستقل مانند صفاریان و آل زیار در اطراف ایران، شروع به نمو کردند و سامانیان که خود در آغاز حال عمال و اتباع طاهریان بودند در ماوراءالنهر و خراسان قدرتی بدست آوردند و وارث حکومت طاهریان و صفاریان نیز شدند و با آنکه در ظاهر نسبت به خلیفه اظهار طاعت و انقیاد نیز میکردند در واقع استقلالی تمام یافته و بترویج و احیاء ادب و فرهنگ ایرانی اهتمام نمودند و بدین ترتیب تجدید حیات ملی قوم ایرانی که قدمت و سابقهء تمدن و هوش و درایت او بالاتر و افزون تر از آن بود که بتواند در تاریخ اسلام و تاریخ عالم مدت زیادی فقط دارای نقش و نوبت درجه دومی باشد، بعد از آنکه بوسیلهء جنبش و آزمایشهای دینی و شعوبی بحصول نرسید، از طریق قبول اسلام و نفوذ در جامعهء مسلمین تا حدی تحقق یافت.

ظاهر ساختن ادمهء خود را. اما هیچکسی، مادر زبان (عربی) را زیر نفوذ لهجه ها قرار نمی دهد و پسوند و یا پیشوندی برای عربی نداده اند و نمی گویند”مصری عربی” یا “بربری عربی”. دو سه غله با هم آمیخته را گویند. در هم آمیخته باشد که شبت را ریزه ریزه کرده در آن ریخته باشند و آن را دوراغ گویند. از این جمله الینایی ها که پشه یی های امروزی و دیگر اقوام داردی و نورستانی شامل آن میشود به طرف شمال دریای کوبها در دره های شاداب الینگار و الیشنگ سکونت اختیار کرده و بعد به مرور زمان تبا بر کثرت نفوس و عوامل دیگر در اطراف و نواحی آن دره ها و بخشهای وسیع شمال غرب کندهارا ( وادی بین کابل و پشاور ) پراگنده و مسکن گزین گردیدند.

چون کوه اوپائیری سئن، خاستگاه دین زرتشت است، این دین به «دین پارس» و «پارسی» مشهور شد. هوا چون نباشد نرویند هیچ. که سستی نکردم در آن کار هیچ. کز آن سستی آید وزین ناگوار.نظامی. نه سیر آید آن مرغ بسیارخوار. نه بسیارخسب است و بسیارخوار. باز بسیارخوار از او خوارست.سنایی. در آروغ بد باشد از ناگوار.نظامی. ضعف لغوی زبان فارسى در بیان مفاهیم علمی و بطوراخص علوم دقیقه و تكنولوژیكی جدید، درپراتیک و بررسی فرهنگ ها به وضوح به چشم میخورد. در مدتی بیش از یک قرن که ایلخانان مغول با قدرت در ایران فرمان میراندند مرکز سلطنت در مغرب ایران (مراغه و سلطانیه و تبریز) بود و پس از ضعف آن دولت و ظهور حکومت های خودمختار در نواحی مختلف ، شیراز و کرمان و اصفهان و بغداد مرکزیت یافت .

و هرگه که از حدیثی بحدیث دیگر روم بسیار بگویم ولیکن گفته اند بسیاردان بسیارگوی باشد. بسیاردان بسیارگوی باشد. (قابوسنامه، از امثال و حکم دهخدا). از دهر بدان شه را این ملکت بسیار. اگر تفاوتهای تلفظی یا دستوری بهگونهای باشد که درک متقابل با ایرادات و دشواریهایی رو به رو باشد؛ تفاوت گویشی وجود دارد، یعنی در این حالت با دو گویش متفاوت از یک زبان رو به رو خواهد بودیم.

عمادی (از سندبادنامه ص126). به نگین کردی از آن زمرد بسیاربها. مرور لغات انگلیسی جدید در یک بازهی یک ماه باعث میشود که آن لغت در ذهن نقش ببندد و بهتر به خاطر سپرده شود. ۲ـ تهیه فرهنگ یک جلدی لغتنامه دهخدا. این برنامه مرجعی کامل از دو فرهنگ معین و لغتنامه دهخدا است و بی شک بهترین برنامه در بین فرهنگ لغت های موجود در بازار است. ناحیتی است بسیارنعمت و آبادان و بسیارپادشایی. وین خیالی است که اندر سر بسیارانست. مسافر هندی بازبان ساده وشیرین دری وقتی این ابیات رابرخواند جامی دانست که خودجمالی است. 2. شاهدها، مگر مواردی که برای تشخیص معنی لازم بوده است.

اشیاء و پیکره های کوچک فلزی بویژه زیورهای طلا و نقره که از خاک برون آمده نشانهء رونق هنر فلزکاری در اعصار قدیم است. قریه اي است از قراء بخارا. که دارم هنر از تو بسیارتر. بسیار دردمندی بود که به تندرستی رساند. ایزاری در میان بسته بود و گوشهء ایزار از پشت فروزده بود. برو به صفحه خانه ما از زبان های موجود را انتخاب کنید. فرو هشتن خانه را. شعر من برکه ها را برکه هاي بحر عمان دیده اند. کردم با او چنانکه با من کردند باشد مرد ستم رسیده ستمکار.سوزنی.

شیر او پاک و پسندیده باید و زن تندرست و بسیارخون. البته، باید در نظر داشته باشید که زبانهای مختلف کلمات متفاوتی دارند، بنابراین مقادیر واژگان در سطح مهارتهای مختلف می توانند به میزان قابل توجهی متغیر باشند. نیز بمعنی بسیار ذلیل و خوار می باشد. علاوه بر صفحه کلید فارسی، چند راهنما در مورد افعال بی قاعده، تلفظ لغات در اختیار شما قرار داده می شود. مانند کسانی نیستیم که از دست بی پدری و بیچارگی و بی تاریخی ، با تاریخ و نام و هویت جعلی و دزدکی زندگی میکنند. بسیاربهر؛ آنکه نصیب کامل داشته باشد از چیزی مرادف، شادبهر.

بسیارخواب؛ بسیارخسپ. آنکه بسیار خوابد : و متکبر و خشک خوی و جلد باشند و صناعتها خوب کنند و بسیارخواب نباشند. زشت هرگز نشود خوب به بسیاری. گفت بسیاری لاحول و لاقوت.منوچهری. و سبب بسیاری نمک در بول کودکان نه از آنست که اجزاء ارض در بول ایشان بسیارتر است لیکن آنست که حرارت در بول ایشان بسیارتر است. مهمترین دوره شیوع این سبک قرن 5 و 4 است و شیوه کتاب بینی است (مانند سفرنامه ناصرخسرو). عامل بسیار مهم دیگری در رواج سریع این زبان بود. پس قضاء ایزدی چنان بود که بهرام روزی در نخجیرگاه از دنبال خرگوری میدوانید.

حرف عین را از بسیار گونه نبشته اند. جراحت زند و بیاماسد : بلفظ خویش کند زمهریر را تشبیه جراحت دلشان را زند بلفظ ستیم.سوزنی. نفرمود کس را به خونش بسیچ.اسدی. میتونید برای اصلاح معانی به فرهنگ لغت فارسی کوردی استاد هژار مراجعه کنید. سخن بلیغ با معانی بسیار از زبان مرغان و بهایم و وحوش جمع کردند. از القاب هوشنگ پسر سیامک. سلمان (از فرهنگ نظام). سخنگوی و از مردم کاردان.فردوسی. از خوردن بسیار شود مردم بیمار.فرخی. نه لب نیز بربسته از خشک و تر.نظامی. در خراسان و آذربایجان، لرستان، کردستان، کرمانشاهان، اصفهان، کهکیلویهء فارس، کوههای بختیاری و کرمان نیز مناطق جنگلی وجود دارد.

البته تاكنون نمونه اى كه گویای وجود واقعی زبان هندواروپایی آغازین ( Proto-indo-European ) باشد به دست نیامده است. نام پرچمی است مربوط بدورهء ابومسلم خراسانی. کتاب (تذکرة الخواتین) نوشتۀ بانو شاه جهان بیگم، رئیسۀ بهوپال را میرزا مهدی شیرازی در سال 1306 هجری در شهر بمبئی به خط زیبایش نگاشته وچاپ شده است. پس از دسترسی تنظیم های ” جهادی” به قدرت دولتی افغانستان ، مرحلۀ دیگری از انحطاط ادبی در جامعۀ افغانی رونما گردید . زهومت گیرد از آرام بسیار.دقیقی. دل از تفکر بسیار خیره گشت و دژم.

بسیار لشکر بگردانیده و فراز آورده. چو مار و مورچه بسیار و ما نه بسیاریم. فرزندان و حشم بسیار دارد. اصلا ایران صد سال قدمت دارد شما صد هزار سال . ور دشمن تو یکی است بسیارشمار.یوسفی. از بسیار اندکی و از هزاران یکی بیش نیست. ق. آغاز میشود. در این نبرد که دنبالهء جنگ قادسیه و جنگ مداین و جنگ جلولاء بود، یزدگرد پادشاه سلسلهء ساسانی از هرگونه مقاومت و مدافعهء منظم مأیوس گردید و ناچار بداخل کشور عقب نشینی کرد و سرانجام به مرو رفت و در آنجا کشته شد. بسیارحیا؛ شرمگین : و جوانی بس عاقل و نیکخواه و بسیارحیا و از اهل ثروت و املاک بود.

دیدگاهتان را بنویسید