لغت نامه دهخدا حرف س (سین)

ضخامت دیوارها چنان بوده است که یک نفر اسب سوار می توانسته روی دیوار حرکت کند. آنکه به روی سر درمی افتد. آخوند در قسمت آخر وصیت نامه خود درباره حاج عبدالحسین آورده است: «اولاد خود را وصیت می کنم به سلوک با یکدیگر، و هر بزرگی کوچک خود را مراعات کند؛ و هر کوچکی حرمت بزرگ را نگه دارد؛ و همه را سپردم به خداوند رحمان؛ و بعد از فضل او، عالیشأن المکرم المخدوم المحترم حاج عبدالحسین را وصیت میکنم که به قسمی که با من بود با ایشان هم باشند؛ زیرا که ایشان بانی و باعث بر ماندن من در ولایت زنجان شدند.

وی حدود 1215 ق در زنجان متولد شده و در زمان خود بزرگخاندان خطیبی بوده است. نکته قابل توجه در وقف نامه، توضیح حدود اربعه زمین های تحت پوشش قنات است که از زمین های واقع در بین سیلاب همایوناز آبریز کوه های همایون جاری شده، تا رودخانه زنجانرود ادامه داشت. حاج عبدالحسین بعد از واقعه بابیّت در زنجان که شهر دچار خرابی شده و قلعه های اصلی شهر فرومی ریزد، در قسمت غربی شهر نزدیک دروازه تبریز قلعهچه ای برای خانوادهاش می سازد که حدود بیست هزار متر مساحت داشته و دارای چندین برج بوده و دیوارهایی ضخیم به عرض 5/1 متر و ارتفاع 3 متر داشته است.

از آنجایی که شهر زنجان در دوران قاجاریه به دلایل مختلف در حال گسترش و توسعه بوده؛ از طرفی شهر با کمبود آب آشامیدنی و زراعی مواجه بود، به طوری که هنگام خشکسالیها و تغییرات جوی مشکل آب شرب از مشکلات جدّی بوده است؛ مخصوصاً در خشکسالی سال 1288(27) که علاوه بر مرگ و میر مردم بر اثر قطحی، شمار فراوانی نیز در شهر به خاطر آلودگی آب شرب به وبا مبتلا شده، از بین رفتند، در این زمان عدهای از مردم به بزرگان شهر مراجعه کرده، خواستار حل مشکل آب شرب می شوند. فلکه خروجی آب، به لحاظ عبور صاف شده، عمومااندکی بلندتر از کف آب انبار تعبیه شده و تماماً دارای فاضلاب جهت لایروبی گل و لای است.

تهنشست گل و لای در فضای نخستین انجام میگرفت و مخزن دوم، آب نسبتاً صافی را در خود جای میداده است. بهتر است دولت محترم افغانستان تمام اطلاعات و منابعی را که درسایتهای وزارتها و نهادهای مختلف افغانستان به زبان انگلسی برای خارجیها می گذارد به زبان ملی برای خود مردم افغانستان نیز بگذارد تا تردید و بدگمانی در ذهن مردم افغانستان به وجود نیاید که دولت برای خارجیها معلوماتی متفاوت با معلوماتی که برای مردم عادی افغانستان ارائه می دهد در سایتهای دولتی نشر می کند از سوی دیگر با این کار دولت و برخی سایتها فرهنگ وزبان و خود باوری ما نیز کم کم نابود می شود که در دراز مدت آسیبهای جبران نا پذیر برای فرهنگ وهویت ملی افغانستان خواهد داشت.

در بلوچستان پاکستان نیز چند گویش وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از مکرانی، رخشانی و گویش شمالی یا شرقی و چند گویش دیگر. در قسمتهای مختلف شهر آب انبارهای متعددی هم ساخته شده و آب آشامیدنی مردم شهر در آنجا ذخیره می شده است.ه تا اوایل قرن اخیر، 12 آب انبار در داخل حصار که بافت قدیمی شهر است وجود داشته است (29) آب انباری نیز در محله گونیه، نزدیک قلعهچه حاج عبدالحسین ساخته شده بود که تا این اواخر باقی مانده بود.

حفر قنات چون در مرکز شهر بود، حاج عبدالحسین با مشکلاتی نیز روبرو بود؛ از جمله اینکه برخی از خانواده ها مانع احداث چاههای (28)قنات می شدند که با سیاست و کاردانی حاج عبدالحسین نیز این مشکلات حل می شود. چون سه قدم گذشتم این صفت بسط در من پیدا شد. رفت و از عامهء شیوخ آنجا حدیث فرا گرفت و در همهء علوم ریاست بدو منتهی شد. بر طبق وقف نامه موجود، هشت شعبه داشته که شعبه اصلی آن همان محله سرچشمه است که در خیابان طالقانی فعلی قرار دارد و محلهای بوده که اکثر منسوبین خانواده خطیبی در آنجا زندگی می کردند.

زبان دری که در عهد غزنویان که در خراسان(افغانستان قدیم) جای زبان رسمی آنوقت یعنی عربی را گرفته مثل لسان عربی عظمتی را در طبایع اهل هند علاوه بر لطافت طبیعی آن دارا شده است که در عین تقریر یا تحریر اردو لغات، جملات و تعبیرات دری را شامل میسازد.” ( ز: ص32-33) زمانیکه صفوی ها به افغانستان تجاوز کردند و با توسل به زور و خونریزی متواتر اقوام و نسل های افغان، اکثر شعرا و دانشمندان افغان به طرف هند مهاجرت کردند که با هم آثار باقیمانده از آثار غنای فرهنگی ادبیات افغانستان در سرزمین هند است . زمانیکه احمد شاه بابا مؤسس دولت افغانستان نوین شاهنشاهی ابدالی را تا دهلی، آسیای میانه و طوس و نیشاپور دوباره احیاء کرد، زبان دری و پشتو توسعه و تعمیم یافت. استفاده نابجای کلمه “فارسی” بجای “دری” در جامعه افغانستان غالباً و بگونهء تقلیدی از نسل به نسل دیگر معمول شده است که زبان خود “دری” را زبان “فارسی” بنامند در حالیکه منظور شان همان زبان دری است. این مسأله یک پس منظر تاریخی دارد. کلمه فارسی از زمان تسلط صفوی ها بر بخشی از افغانستان تأثیر گذار بود و در اذهان ترکیز میشد. دراین دوره های اختناقی که زور اجانب بر ملت ما حکم میراند و تعصبات زبانی، مذهبی و قومی نیز اثر گذار بود، افغان ها عمداً از مسایل احیاءی فرهنگ و ادبیات بدور نگهداشته شده و زمانه ها، نسل های افغان را در اختناق و اسارت حدود دوصد سال نگهداشته بود. یکی از این تأثیرات هم زبان است که نتوانست نسل های افغان را از فقر فرهنگی و بطالت فکری برهاند. برعکس در ایران تلاش های گسترده فرهنگی و تبلیغاتی جهت تعمیم و گسترش زبان فارسی به راه افتیده بود و هجوم نشریات و کتب ایرانی به افغانستان خاصتاً در دههء معاصر چهل تا شصت هجری شمسی، ذهنیت عامه را درتأئید ناآگاهانه کلمه “فارسی” و ارجعیت آن را به زبان “دری” در اندیشه جامعه شکل داد و بعنوان یک اسم با مسمی جای گرفت. نفوذ فرهنگی ایران نه تنها در محدوده اندیشه ها و زبان عام مردم جای گرفت بلکه حتی در سطح اکادمیک و تحقیقاتی نیز اثر گذاشت و نوشته ها و تحلیل های ادبیان و محققین ادبیات دری را نیز به این باور آماده ساخت تا برای زبان دری پیشوند”فارسی دری” را بازگو کنند و ترکیب این کلمه هویت زبان دری را درموازنه برداشت های انفرادی نویسنده گان قرار داد. در دههء هفتاد و هشتاد خورشیدی، جنگ ها خانمانسوز و گسترش اختلافات عمیق زبانی و قومی باعث شد تا دری زبانان افغانستان ناآگاهانه فارسزده شوند و پیوندی به آن طرف دهند. این برنامه نفوذی فرهنگی نه تنها اصالت زبان ما را خدشه می سازد بلکه آینده گان مار ا نیز در سرگردانی و بی هویتی قرار می دهد و نسل های آینده افغنستان نمی توانند با وضاحت و استدلال از داشته های فرهنگی و زبانی خویش به دفاع بپردازند. چنین سردرگمی های زبانی و فرهنگی باعث خدشه دار شدن گذشته ادبی و زبان ما شده ودیگران سعی می ورزند درین ناهمگونی ها متون و آثاز گذشتگان ما را با تصحیح و حاشیه نویسی ها و پیشگفتار ها و حتی تعدیل و تحریف ها شکل جدیدی داده و به خود نسبت دهند و بدین گونه داشته های تاریخی ادبی ما را بخود نسبت داده و افغانستان را در بی هویتی فرهنگی و ادبی قرار دهند که این جفای بزرگ و ناخشودنی در سرنوشت تاریخی افغانستان خواهد بود و مسوولیت این جفای بزرگ هم بدوش اندیشمندان و نویسنده گان افغان است . در سال 1343ش/1964م. دولت افغانستان مطابق به قانون اساسی کشور ، زبان دری و پشتو را ،رسمی اعلان کردند و در تمام متون درسی و کتاب های معارف افغانستان، در مطبوعات و در تحقیقات علمی کلمه دری ذکر شده است. در دوره محمد داود خان نیز به کلمه دری ترکیز شده ودر دوره کنونی(حامد کرزی) در قانون اساسی کلمه دری آمده است. ملت افغانستان با اتکأ به قانون اساسی، رأی اکثریت مردم و نتایج تحقیقات منابع تحقیقاتی فرهنگی افغانستان، ملزم اند تا کلمه “دری” را “بجای “پارسی دری” استفاده کنند.

هر چند بر اساس نقل قولهای متعدد، این خانواده پیش از انتخاب نام خانوادگی رسمی در سال 1304، همچنان عنوان «خطیبی» داشته اند. خواجه و آش هر دو فارسی هستند و قس علی هذا. ومرزکشى هاى سياسى باعث پديد دو زبان نمى شود. در قرن هفتم دو صاحب مقام از این خاندان برخاسته اند: 1- صدر الدین احمد ابن عبدالرزاق معروف به «صدر جهان» که چهار سال صدراعظم ایلخانیان بود. وی به سبب تجارت و ارثیه ای که از پدرش داشته، در زنجان یکی از رجال و اعیان طراز اول شهر بوده است.

یکی از خاندان های دیرین زنجان طایفه خطیبی ها هستند. همچنان که یکی از دختران آخوند به نام ام سلمه خانم را نیز برای پسرش حاج عبدالرسول تزویج می کند. بر اساس اسناد و مدارک موجود، نسل خطیبی ها از تیره خالدیان قریش است که از بدو ورود اسلام وارد ایران شده اند و قرنهای متمادی موطن اصلی آن ها شهرهای نیشابور، مرو و شیراز بوده است. سبب هم آن بوده که از نسل صدر جهان، قطب جهان و صدر الصدور بوده اند و این هر سه با دارا بودن ملکه فصاحت و بلاغت، اغلب خطبه خوان بوده اند. بر اساس تحقیقات نگارنده تاکنون، حاج میرزای زنجانی دارای پنج پسر به نامهای حاج عبدالحسین، میرزا ابراهیم خان مظفر الدوله، حاج زین العابدین، حاج مهدیقلی و رضاقلی بوده است که هر کدام از این فرزندان نیز اکنون در زنجان صاحب نسل هستند.

پس از شهادت عبدالحسین ملاباشی، به لحاظ اختناق موجود در زمان نادر، فرزندان ملاباشی مجدداً از اصفهان به موطن اصلی خود منطقه زنجان بازگشتند. نام خانوادگی فرزندان میرزا ابراهیم خان مظفر الدوله، «مظفری» است و نوادگان رضاقلی مرحوم نیز به «خطیبلو» مشتهر هستند. اولین فرد از اولاد میرزا عبدالحسین ملاباشی که به زنجان آمده است فردی به نام حاج میرزا عرب بوده که ابتدا ساکن سلطانیه (26) شده است. حاج میرزا عرب فرزندی به نام حاج جلال داشته که روستای دهجلال خدابنده چون سهم الارث ایشان بوده، به نام او نامگذاری می شود؛ چرا که حاج میرزا عرب شماری از روستاهای سلطانیه و خدابنده را خریداری کرده بود.

دیدگاهتان را بنویسید