نقشه ترکیه همراه با جزئیات کامل فارسی و توضیحات استانها

توجه: موارد عنوان شده فقط برخی از مهمترین داروهای روده تحریک پذیر هستند که فقط تحت نظر پزشک تجویز میشوند. انسداد روده ، تورم و تشکیل بافت اسکار ، ضخیم شدن دیواره روده و باریک شدن مجرای روده ای ناشی از این بیماری است می شود. بعلاوه، در توصیف باده چنان مبالغه میکند که اگر سرشکی از آن به دریای نیل چکد، «صد سال مست باشد از بوی او نهنگ » و اگر آهویی در دشت قطره ای ازآن بخورد «غرنده شیر گردد ونیندیشد از پلنگ ». هر دو شاعر آنگاه که می­خواهند از سپری شدن سریع عمر وگذشت ایام بسرایند، از آب و باد مدد می جویند، آبی که از جویبار می گذرد و قابل بازگشت نیست و یا بادی است که بسرعت از دشت می­گذرد و پایداری و ثباتی ندارد.

در سواحل ایران بیشتر گیله وا (بادهای شمال شرقی) و دشت وا (بادهای شمال غربی) زمانی که شدت دارند، طوفان ایجاد می کنند. این محله از شرق با شهرک راهآهن، از غرب با آزادشهر، از شمال به شهرک شهید باقری و از جنوب با شهرک واوان همسایه است. حقوق کشورهای همسایه چه میشود؟ پر واضح است که اشعار فوق در عین دریغی که نسبت به کوتاه زندگی در خود دارد، هشداری است به آدمی برای غنیمت فرصت برای کارهای نیک و آن آموزة قرآن کریم که در زبان سعدی به صورت «ای که دستت می رسد کاری بکن» تجلی یافته، گر چه شعر این دو بزرگ قدری با یأس و اندوه نیز درآمیخته است.

اعتقاد به ­جبر و اینکه در زندگیِِ آدمی چیزهای بسیاری هست که از اختیار و خواست او بیرون است و باید این حقیقت تلخ را دریافت و با آن کنار آمد نیز در شعر آنها بصراحت بیان میشود. بر این اساس گروههای منتخب از تسهیلات ویژه اجرایی و امکان در اختیار گرفتن سالن برای یک برنامه به صورت رایگان برخوردار خواهند بود. شورای ارکستر سمفونیک با بررسی سوابق، توان اجرایی و نیز رپرتوار پیشنهادی ارسالی، گروههای منتخب را در یک چیدمان اجرایی بر اساس دورههای زمانی، ترکیبسازی و … خیام نیز در نوروزنامه می نویسد: «خاصه شراب انگوری تلخ و صافی وخاصیتش آن است که غم را ببرد و دل را خرم کند» (خیام،71:1357)؛ چنانکه در رباعیات نیز به این امر پرداخته است «اندوه دو صد ساله، به یک دم ببرد».

هر دو به انتقاد و سؤال از جبر علّی، جبر طبیعی و تحکم تمایل دارند و نوعی تفکر« اپیکوری » در تفکر هر دو شاعر مشاهده میشود. در میان اشعار رودکی، گذشته از مدایح و مضمونهای شادی پسند ونشاط انگیز، گاه اندیشه ها و نصایح آمیخته با نوعی بدبینی، مانند گفتار شهید بلخی و خیام دیده میشود. این واژۀ فلسفی به معنای وهم، خیال و نوعی توهم جهانی است؛ «یعنی به زعم شانکارا همیشه غیر واقعیت، ضمیمة واقعیت میشود و این زائیده نادانی بشراست، شانکارا اعتقاد داشت جهان سراب است وخواب وخیالی بیش نیست»­ (مهاجرشیروانی،90:1370-91).

همانهایی که «رقم مغلطه بر دفتر و دانش میزنند» و «صراحی میکشند پنهان و مردم دفتر انگارند» و با «شاهدان شهر بر سر منبر ناز و کرشمه می­کنند» گندم نمایانِ جو فروشی که با وجود ناآگاهی و بی دانشی مدعی آن هستند، و­اعظان غیر متّعظی که خود پند ­ناگرفته به دیگران پند می­دهند و به جای اصلاح خود به اصلاح دیگران ­بر می خیزند، جلوه فروشانی که ذرّه ای از آنچه می نمایند، حقیقت نداشته، بلکه جهانی را با دروغ و تزویر خود به گمراهی می­کشند و شرمشان از پشمینة آلودة خویش نیست.

در حقیقت، شعر هر دو شاعر آیینه ای است که هر کس قسمتی از افکار خود را در آن می بیند. تزویر و سالوس برخی زهد فروشان فریبکار موضوع دیگری است که رنجش خاطر هر دو شاعر را در پی داشته است و از سالوس و طبل زیر گلیم دلشان گرفتن به ستوه آمده اند. رودکی را اولین شاعر بزرگ پارسی گوی و پدر شعر پارسی قلمداد می کنند و علت این لقب خاص برای او هم به خاطر این است که تا قبل از او هیچ کس دیوان شعر نداشته است و این ادعا را هم از نوشتههای ایرانی عربی نویس هم عصر رودکی یعنی ابوحاتم رازی می توان استباط کرد.

بدون شک، پراکندگی اشعار و پیوسته نبودن ابیات در دیوان رودکی و نیز منسوب شدن اشعار فراوان در منابع گوناگون به نام وی و نیز خیام،­ ابعاد وجودی و هنری شعر این دو ­شاعر را تحت ­پوشش ضخیمی از نسخه برداریها و داوریهای متناقض قرار داده است. موضوع دیگری که پیوسته مانند تیری زهر­آلود و جانکاه بر دل هر دو شاعر می نشیند، سرنوشت آدمی و دگرگون گشتن زمانه و دگر گشتن ایشان است.

کمتر شاعری توانسته است این چنین فلسفه زندگی، غم و اندوه و تألمات آدمی را چنین دقیق و تأثیرگذار بیان نماید. چون و چرا در کار خلقت، ناتوانی انسان در برابر مرگ و تأکید تمام او بر چنین تفکرات عبرت آموز و در عین حال یأس آلود، همراه با اندوه عمیق، و این که در پردة اسرار کسی را راه نیست، او را به عنوان شاعری صاحب سبک معرفی کرده است و چنین تفکراتی از مؤلفه­های شعر اوست. چنین است که منفی گرایی در جهان بینی خیام پدید میآید و شکاکیت کم امیدش به بدبینی بی درمان تبدیل میشود» (ریپکا،299:1370).

رودکی و خیام در نکوهش پیشویان مرائیِ جلوه فروش، تنها نیستند، بلکه جماعتی از شاعران با آنها هم آوازند که خلوص و یکرنگی را به دورنگی دغل کاران فریبکار ترجیح میدهند و صفا، مستی و یکرنگی را از ریب و ریای متظاهران هشیار برتر میشمارند و رسوایی میخوارگی را به ناموس و شهرت دروغین خودپرستان ترجیح میدهند. به نظر بودا عقل حکم می­کند و تجربه معلوم می سازد که همة چیزها در جهان بد است و درد بنیاد هستی است و مقدار شرها و بدی ها بر نیکی و خیرات رجحان دارد و اگر جز این بود، بدی و درد حاکم بر عالم نبود و انسان این همه ناله سر نمیداد و سخن از اغتنام فرصت نمی گفت و در جستجوی شادی نمی رفت، زیرا انسان چیزی را که با خود دارد و در دسترس اوست نمیجوید، بلکه چیزی را می­جوید­که وجود ندارد یا اگر وجود دارد، به دست آوردنش دشوار است.» (حلبی،235:1368) هر چند نمیتوان با قطعیت معتقد به تأثیر زیاد بودا بر اندیشه های رودکی و خیام بود.

دنیا در نظر رودکی و خیام جز سرای درد و رنج و مکر و فریب بیش نیست؛ نیرنگ و ناهمواری دنیا که بیشتر شبیه آغی (آغل) است که انسان اسیر جبر زمان گوسفند سان در آن آرمیده است: تا «گوسفندیم و جهان هست به کردار نغل». افسوس و دریغ از کوتاهی مجال عمر واغتنام وقت و شاد گذراندن لحظات حیات، اندیشه ای است که در اکثر رباعیات خیام منعکس است و از آنجایی که او دل بریدن از دنیا و دل بستگی به عقبی را از نوع «نقد به نسیه دادن» میداند، و «جایی­که تخت و مسند جم می رود به باد »(حافظ،1035:1375) غم خوردن را شایسته نمی داند، پس از تمام لحظه های عمر کام دل می گشاید، چون به نظر او بهره گیری از «حال» تنها راه حل روشن بینانه در برابر شکنندگی عمر است.

اندیشة او مدام در حول و حوش نیستی دور میزند و بیم مرگ و فنا همه جا در اشعار او هست.«شعر خیام هر واژه اش بوی زندگی را دارد و مرگ را، فرشی است که از تار و پود زندگی و مرگ بافته است، کوزه ای است که در گلش از آب حیات و خاک ممات سرشته شده » (مهاجرشیروانی،19:1377) « و این دیالتیک مرگ و زندگی، عشق و نفرت، آمدن و رفتن که آشکار و سخت دردناک، خروشان و فکورانه در سراسر رباعیات تموج می زند، به شعر او گوهر جاودانگی داده و آبدیده و روئین ساخته. این اندیشه و تفکر در شعر رودکی و خیام کاملاً مشهود است.

دیدگاهتان را بنویسید